محمد تقي جعفري
116
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
يك موجود آگاه و سازنده و مكتشف و متفكَّر و زيباجو و حقيقتخواه و داراى اختيار [ و باصطلاح بعضى از متفكَّران داراى ارادهء آزاد ] مىباشد . اگر كسى پيدا شود و از كلمهء اختيار و ارادهء آزاد وحشت داشته باشد و بگويد : ما در انسان ارادهء آزاد و اختيار سراغ نداريم ، ما مىگوئيم : هيچ مانعى وجود ندارد كه ما اين دو كلمه ( آزادى اراده و اختيار را ) براى مراعات وضع روحى شما بايگانى كنيم اصلا اگر ما اين دو كلمه را از قاموس بشرى بكلَّى حذف كنيم ، هم اشكالى پيش نمىآيد امّا نبايد فراموش كنيم كه فورا و بدون معطَّلى بايد اين جمله را بجاى آن دو كلمه جانشين كنيم كه : هر انسان عاقل و هر جامعهء بيدار وقتى كه شايستگى موقعيّتى را احساس كرده و قدرت حركت و تكاپو براى وصول به آن موقعيّت را در خود ديده است ، با كمال جدّيّت حركت كرده و آن موقعيّت را بدست آورده است . خواه آن موقعيّت به جهت منافع مادّى داراى شايستگى بوده است ، و خواه به جهت داشتن ارزشهاى والاى انسانى . اين جانب در نوشتهها و درسهايم مكرّر اين معنى را متذكَّر شدهام كه هيچ انسان عاقلى نمىتواند قانون مزبور را كه حقيقتى روشن است منكر شود و يا مورد ترديد بداند . و نيز اصرار ورزيدهام كه هر انسانى و هر جامعه اى كه قدرت حركت براى وصول به موقعيّت شايسته تر را در خود احساس كرد ، رو به آن موقعيّت حركت كند و نامش را جبر و ضرورت و حتميّت و لزوم و بايستى و ناچار ، و هر كلمه اى را كه بتواند بيشتر معناى جبر را بدهد به كار ببرد . هنگامى كه ما در سرگذشت بشرى مطالعه مىكنيم و مىانديشيم با قانون مزبور مواجه مىشويم ، يعنى مىبينيم : انسانهاى بسيار در حالت فردى و جوامعى متعدّد [ و بيك اعتبار همهء انسانها و جوامعى كه از آگاهى به شايستگىها و موقعيّتها و قدرت انتخاب و حركت بسوى آنها برخوردار بودهاند ] در زندگى آگاهانهء خود ، با قانون مزبور حركت كرده و مىكنند . بنا بر اين ، بايد گفت : انسان همواره در گذرگاه تاريخ با اعمال قدرت براى انتخاب